تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
140
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
پيوسته صاحب ديوان خراج بود و نام پايهء او به پارسى و استريوشان « 1 » سالار است . پسر سوّم كاردار نام داشت و فرمانده سپاه بود و نام پايهء او به پارسى ارتشتاران « 2 » سالار است كه از سپهبد بزرگتر است و نزديك به پايهء ارگبذ « 3 » است . نام پايهء مهر نرسى به پارسى بزرگ فرمذار است كه معنى آن بزرگ وزيران و يا رئيس رئيسان است . گويند او از دهى بود به نام ابروان « 4 » از روستاگ دشتبارين كه از ناحيهء اردشيرخرّه
--> است ولى خود آن هم بدون تركيب به عنوان علم و اسم خاصّ استعمال شده است . در كتب سريانى همه جا گشنسپ به صورت كامل آن نوشته شده است . عربها هميشه حسس نوشتهاند امّا با نقطهگذاريهاى مختلف ؛ با اين همه بهترين نسخهها ( مثل نسخهء تاريخ اصبهان ابو نعيم در ليدن ) جشنس دارد . حرف پ كه واقعا در تلفّظ بيشتر اوقات مىافتد در اضافه به « ان » در جشنسفان ( رجوع شود به حمزه ص 138 و مواضع ديگر ) دوباره برمىگردد . در كتاب سعيد بن البطريق ( ج 1 ص 274 ) خسنسف ( صحيح آن جشنسف ) است . توضيح كلمهء گشنسپ ( اسب فحل ؛ كه من در اين باره ممنون گ . هوفمان هستم ) از آنجا تأييد مىشود كه ارمنىها كه همه جا W قديم را در آغاز كلمات ايرانى نگاهداشتهاند ( مثل وركان - گرگان و غيره ) اين كلمه را وشنسپ Wsnasp نوشتهاند . در يونانى گوسنف و گوسنس و غيره . ( 1 ) - صاحب اين لقب و لقب بعدى كه متضمّن نام طبقات قديم است ( واستريوشان - كشاورزان و ارتشتاران - جنگيان ) يكديگر را حمايت مىكردند ( در اين باب رجوع شود به كارنامك ص 38 حاشيهء 1 و ص 67 حاشيهء 3 ) . رئيس كشاورزان آنها را براى خدمت دولت به همان اندازه قابل استفاده مىكرده است كه رئيس جنگجويان زيردستان خود را ؛ آن يكى با گرفتن ماليات بيشتر به اندازهاى كه مىتوانست و اين ديگرى با به كار بردن افراد در جنگ . عنوان ارتشتاران سالار درست در كارنامك آمده است ، همچنانكه Marc . Jos . Muller آن را در كلمهاى كه به آسانى محرّف شده بود ( ادرستداران سالانس ) بازشناخته است ؛ اين كلمه در كتاب جنگ ايران پركپ ( 11 / 7 / 1 ) عنوان كسى است كه به جهت استحقاق فوقالعاده فرماندهى كلّ قوا را به دست آورده بود . ( 2 ) - رجوع به زيرنويس قبل . ( 3 ) - سپهبذ عنوان معمولى فرماندهان سپاه بود . بالاتر بودن درجهء ارتشتاران سالار از موضوع مذكور در پركپ نيز معلوم مىشود . امّا ارگبذ عنوانى بود كه به خانوادهء سلطنتى محدود بود ( رجوع شود به حاشيهء 3 فصل اول ، صفحه 36 ) . ( 4 ) - ابروان ( در يونانى مىشود ) را نمىتوانم ثابت و معيّن كنم . تلفّظ آن معلوم نيست .